حسين زمانى
68
سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )
عرض كردند كه اگر حكم بفرمائيد ما مىرويم و محمد عليخان را گرفته مىآوريم . امير مرخص نمود آنها رفته در نمنگان محمد عليخان را با يك پيشخدمت گرفته نزد سركار امير آوردند . سركار امير در حضور حكم به قتل محمد عليخان [ داد ] و مجموع زنان و اولاد و مادر محمد عليخان را به قتل رسانيدند مگر يك زن خاصّه ، او را بعد از هجده روز توقف خوقند به همراهى خود به بخارا آورده ، و طفلى سه ساله از محمد عليخان كه در دست زن ختائى در جاى ديگر بود كه كشته نشد و حال در خانه دستور خانچى امير بخارا آن طفل غلام بچه و مادرش كنيز است ، و حال شش سال دارد و او را اين فدوى ديدم . امّا آن زن محمد عليخان كه بسيار وجيهه بود سركار امير زياده مايل او گرديده مدتى در بخارا بود . از قرار گفتهء جمعى ، اين همه معركه خوقند و سركار امير بهجهت همان ضعيفهء وجيهه شد . در مدت سه ماه هرچند سركار اميرپاپى آن ضعيفه شد تمكين نكرده عاقبت او را هم كشت و تفصيل حكايت خوقند مختصرى در بدايت عرض شد . امّا قاعدهء ماليات گرفتن بخارا از اين قرار است ، از گوسفند هر صد رأس هفده هزار دينار پول زكات مىگيرند و همچنين بالا مىرود تا هزار دو هزار ، از بابت زمين و املاك ديوانى كه خالصه باشد . از گندم و جو و جوزق هر ده من سه من ماليه به ديوان ماليه مىدهند . از جوارى و ارزن و تخم كتان و كنجد و سايرين هر سه من يك من مىگيرند . امّا اجاره كاروانسراها هر چهل طلا يك طلا مىگيرند ، هرچه باشد و هرقدر باشد ، و از اجارهء مستقلات دينارى به ديوان نمىدهند ، و از اصناف كلا چيزى نمىگيرند ، و از اربابى ملك رعيتى را دينارى نمىگيرند . و از باغات اربابى رعيتى هم چيزى نمىگيرند . از باغات خالصه پادشاهى طنابى كه جريبى باشد هر كه متوجه باغ مىشود هر